تبليغاتX
من خدا هستم

زن کتک خرده

من نمی فهمم این آقای موسوی اردبیلی چه می کند؟ این آقای جوادی آملی چه می کند؟ این آقای طاهری اصفهانی چه می کند؟ این آقای هاشمی و عبدالله نوری و خاتمی و کدیور و اشکوری چه می کنند؟ مگر یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر کردن، داشتن و نداشتن فایده نیست؟ وقتی مرجع تقلید و مجتهد جامع الشرایط یا هر مجتهدی می بیند که 25 سال است دارند به این مردان و زنان، امر و نهی می کنند که حجاب تان را رعایت کنید و سال به سال روسری ها عقب تر می رود و آرایش زنان غلیظ تر می شود، لابد یک اشکالی وجود دارد. حداقل این است که مفید نیست. مگر امربه معروف در شرایطی که فایده ای برآن مترتب نیست ساقط نمی شود؟ مگر این بچه ها در محیط بسته و کاملا اسلامی که جلوی هر مغازه پیتزافروشی اش هم نوشته شده « رعایت حجاب الزامی است»، بزرگ نشده اند؟ مگر صدا و سیما 27 سال خواهران و برادران و زنان و شوهران و پدران و دختران را در سریال ها، آن هم در خانه، با حجاب نشان نداده اند؟ مگر نه این که این بچه ها دستاورد جمهوری اسلامی اند؟ اگر امر به معروف فایده داشت، تا به حال لااقل اثری از آن دیده می شد. وقتی امام معصوم می گوید که اگر کسی ببیند دارند خلخال، که یک وسیله آرایشی محسوب می شد، از پای زنی می کشند و از غصه نمیرد، مسلمان نیست. شما چه مسلمانی هستید که می بینید دختری را بخاطر لباسش می زنند و می کشند و می برند و عین خیال تان نیست؟ شما چه مجتهدی هستید؟ چه فایده ای دارید؟ امر به معروف با این شداد و غلاظ می شود؟ چرا کاری می کنید که هر دختربچه و پسربچه ای پایش به زندان باز شود و خود را در موقعیت روسپی و فاحشه ببیند؟ سالها بر دیوار نوشتند بی حجابی زن از بی غیرتی شوهر اوست. فکر می کنید با نوشتن این جمله ذره ای از عشق آن مرد به همسربی حجابش که دوست دارد مانتوی اجباری را با مدلی بپوشد که زیباتر می داند، داده شد؟ جز اینکه عرض دین را بردید و زحمتی چند روزه داشتید، چه فایده ای از این رفتار شداد و غلاظ بردید؟ جز اینکه مانند محسن مخملباف و مسعود ده نمکی و هزاران تن دیگر حالا اصلا مشکلی با حجاب ندارید. مشکل مردم چیست که شما همه چیز را با تاخیر می فهمید؟

آقای ناصر مکارم راست می گوید که وضع حجاب در آمریکا بهتر از ایران است. این درست است، در آمریکا زنان مجبور نیستند برای نمایش خود از همین یک وجب صورت استفاده کنند، می شوند موجودات طبیعی، سرکارشان مرتب و با لباس عادی می روند و وقت تفریح هم شاید آرایشی رقیق کنند. اما چه شده که در ایران، این همه مردم می خواهند گونه ای دیگر باشند، پسرها می خواهند شبیه کسی شوند که نیستند و دخترها می خواهند شبیه کسی باشند که با شخصیت شان فاصله دارد. در هیچ جای جهان این همه جراحی پلاستیک برای تغییر شکل صورت اتفاق نمی افتد، چرا که مردم متوجه خودشان نیستند. شما دائما به زنان می گوئید که عروسکند، مانکن هستند، کثیف و پلیدند و در حال تحریک کردن هستند. انتظار دارید یک مانکن چطور لباس بپوشد؟ انتظار دارید یک عروسک چگونه آرایش کند؟ شما هر روز به نیمی از مردم توهین می کنید و این نیم مردم هر روز به شما دهن کجی می کنند. آنان دشمن نیستند، دشمن شمائید.

می گوئید که ماهواره ها زنان و مردان را فاسد می کند. چرا این ماهواره ها در کشور خودشان این اثر را ندارند؟ چرا در تمام اروپا و آمریکا پیدا کردن زنی که هفت قلم آرایش کرده این قدر سخت است؟ اصلا کسی آرایش نمی کند. آدم ها خودشان را دوست دارند، مجبور نیستند دائما خودشان را عوض کنند. مسوول تمام فساد اخلاقی در ایران دولت و حکومت و روحانیون کشور هستند، آنان هستند که با اجبار کردن آنچه لازم نیست، کاری می کنند تا این بت عیار هر لحظه به شکلی درآید.

این سنت سی سال است که هر سال ادامه دارد، هر سال پلیس برای اینکه بودجه بیشتری بگیرد، پول تحقیر خواهر و مادر و دختر خودش را از مجلس احمقی که می داند با دادن این پول دختر و خواهرش تحقیر خواهد شد، می گیرد و مثل سگ هار به جان مردم می افتد. هر سال یک مشت تاجر فاسد بابت سازماندهی طرح حجاب و خرید بنز و لندکروزر و لباس و عینک ترسناک پورسانت می گیرند و با گرم شدن هوا به جان زنان بیچاره این مرز و بوم می افتند، تا پس از چند روز یا احتمالا چند هفته، « هاش» خون شان کم شود و صاحبان شان آنها را زنجیر کنند و تازه یادشان بیفتد که جنایت و دزدی و شرارت در کشور بیداد می کند و آنها همین یکی را که جذاب ترین نوع مبارزه است، برای جنگیدن انتخاب کرده اند. و واقعا چه لذتی دارد جنگیدن مردی با اسلحه و باتوم و کلاه با زنی که کیف رفتن به محل کار دستش است و دارد باری از روی بارهای مملکت برمی دارد، تا شما حمقا مملکت را کاملا به گه نکشید. چه افتخار و شهامتی است که چهار مرد به جان یک زن می افتند تا او را به زور سوار ماشین پلیس کنند. و چه آزادمردی است صفار هرندی که بخشنامه می کند که روزنامه ها حتی اگر دیدند که دارد ظلمی می شود، حق ندارند کلمه ای از این جور و بیداد بنویسند. واقعا شرم آور نیست، سگ های هار درنده را به جان زنان و دختران مردم رها می کنید و سنگ که نه، حتی فریاد زدنی را نیز از ملت دریغ می کنید؟

احمدی نژاد

دانلود فایل تصویری صحبت احمدی نژاد در رابطه با تیپ جوانان

آقای احمدی نژاد! با همین تصویری که از ایران ساختید، می خواهید سازمان ملل را و آمریکا را اصلاح کنید؟ با همین تصویر کتک زدن زنان می خواهید به داد خانواده های آمریکایی برسید؟ با همین ضجه ای که از پایتخت ام القرای اسلام بلند است، می خواهید به فریاد مظلومان جهان برسید؟ چه کسی در کجا، مظلوم تر از کسی است که زیر پای شما دارد لگد می خورد؟ یک مشت دهاتی عوضی آدم ندیده را از پشت کوه برداشتید آوردید به شهر، هنوز بوی پهن ماچه خر همسایه زیر دماغش مانده، طبیعی است که بوی عطر زنانه آنان را عصبی و روانی می کند. سفره نفتی کجاست؟ غارتگران بیت المال کجا رفتند؟ سانتریفیوژ های تان کی ما را غنی می کند؟ بوشهر چه زمانی افتتاح می شود؟ به میلیون ها نامه درخواست کار کی قرار است پاسخ دهید؟ کم دردسر درست کرده بودید، این هم اضافه شد. این نمره صفر درس اخلاق تان، اقتصاد را که تک ماده کردید، ریاضی را که با آن آمارهای تان زیر ده گیر کردید، در نقاشی تان که از کشیدن یک چشم انداز عقبید، در تاریخ که درس ترکمانچای و گلستانچای را نخوانده اید، آقای دانشمند! علم را برای چه می خواهید؟ برای زدن توی سر مردم؟ این که دیگر علم نمی خواهد، یک چوب می خواهد که سردار احمدی مقدم به تعداد کافی از آن دارد. از شما می پرسم، از نظر خودتان چند درصد دانشمندان اتمی کشور یا خودشان یا خواهر و مادرشان یا همسرشان مشمول طرح بدحجابی نمی شوند؟ در تمام دانشمندان زن امروز ایران، کدام یکی را پیدا می کنید که شامل تعریف شما از زن محجبه بشود؟ با چه کسانی می خواهید جهان را مدیریت کنید؟ با دیوانه روانی ای مثل فاطمه رجبی که پدرش و برادرش او را عصبی می دانند می خواهید مصداق بارز زن مسلمان بسازید؟ شما فکر می کنید پس از این غائله حجاب در تمام جهان هیچ چپی حاضر است در کنار یک وحشی که به زنان مردم حمله می کند بایستد؟ مثل گاو نه من شیر تمام دروغ های دو ساله را که در سطل سوابق قهرمانی دنیای عرب داشتید، با یک لگد ریختید زمین. حالا دیگر جرات می کنید به خبرنگاران خارجی بگوئید که بین دولت و ملت شکافی نیست و اگر می خواهند دلیل پیدا کنند، به خیابان بروند؟ البته اگر خود آن خبرنگار را برادران دستگیر نکنند و به عنوان بدحجاب به زندان نبرند.

آقایان! ملت ایران نمی تواند موضوعی به نام حجاب اجباری را بپذیرد، نه اجباری برداشتن آن را می پذیرفت و نه اجباری نگه داشتن آن را می پذیرد، این گروهی که نمی توانند این وضع را رعایت کنند، حداقل نیمی از جامعه ایرانند، شما اگر از نیمی از جامعه ایران متنفرید، مثل خیلی از مردمانی که از دیدن مردم شاد و سرخوش رنج می کشند، می توانید به روستاها پناه ببرید، یا از خانه خارج نشوید، اما یادتان باشد که این رشته حجاب 27 سال است که هر سال در همین روزها تکرار می شود و روزی دیگر یا ماهی دیگر، ماجرا خاتمه می یابد و شما می مانید و شرمساری و خجلتی بخاطر آنچه در این بازی به باد دادید.

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنین نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده دار به شمشیر می زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بدست
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

 

+ نوشته شده توسط محقق در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 23:58 |

i..  ريچارد باسكين يكي از نويسندگان معروفِ نيويورك‌تايمز كه معمولاً از موسيقي مي‌نوشت ، اين‌بار با همراهي شخصي به نام دكتر پري اسفندياري دست به نوشتن مقاله‌اي جنجالي در مورد وضعيتِ روابط جنسي در ايران زده كه در آخرين شماره نشريه پورنوگرافي PlayBoy يعني شماره May2007 (اُرديبهشت 1386) به چاپ رسيده.

   در بالاي مقاله قبل از شروع اين عبارت ديده ميشه: «فاش شُدن فيلمي خصوصي و تحريك‌آميز از هنرپيشه زن در مُحيطي متضاد با اين روابط» و در شروع مقاله توصيف صحنه‌هايي از فيلم منتسب به زهرا اميرابراهيمي رو دارن. همچنين تصاويري از چهره اين هنرپيشه در فيلمهاي سازمان تلوزيون ايران و در فيلمي كه از زندگي خصوصي اون منتشر شُده. در اين مقاله اشاره شُده كه از اين فيلم صدهزار نسخه در ايران به فروش رفته و ايرانيان چهارميليون دلار (حدود چهارميلياردتومن) بابت خريد اون پرداخته‌ان!
  در ادامه تصاويري از بزم و مهماني‌هاي ايرانيان در منازلشون رو نشون داده و زناني كه در بيرون از خانه با حجاب كامل به خريد لوازم آرايش و لباسهاي زير جذاب مي‌روند! نويسندگان مُعتقدند از زمانِ به روي كار آمدن دكتر احمدي‌نژاد موج فزاينده‌اي از بي‌اعتنايي به قوانين حاكم در جامعه شكل گرفته و خصوصاً جوانان بي‌هيچ مُلاحظه‌اي اقدام به برقراري روابط جنسي با يكديگر مي‌كُنند و با تمام سخت‌گيري‌هاي به عمل‌آمده هر روز فيلمهاي جديدي از روابطِ خصوصي منتشر ميشه. ضمناً تا قبل از انقلاب اسلامي در ايران مردم در حريم خصوصي خود عبادت مي‌كردن و در محافل عمومي خوشگذراني اما امروز برعكس شُده! در همين مورد در مصاحبه‌اي كه با يكي از دخترانِ اهل پارتي شُده از اون مي‌پُرسن كه : تو از اينكه هر بار دستگير ميشي و پدرت صدهزارتومن بابت آزادي تو جريمه ميده ناراحت نيستي ؟ و اون جوان در جواب ميگه: به هيچ‌وجه! پدرانِ ما انقلاب كرده‌اند و خودشون هم بايد هزينه‌هاي اين كارشون رو پرداخت كنن ما به چيزي به زور تن نمي‌ديم! در نهايت نويسنده به اين نتيجه ميرسه كه جامعه هرگز اون چيزي نيست كه در موردش تبليغ ميشه و ظهور چنين پيامدهايي در سطح گستره خودش گواهِ اين مطلبه..

دانلود کنید این آهنگ بسیار تاثیرگذار رو در خصوص زهرا امیرابراهیمی 

سؤالم از این ملت اینه که: مگه شما خودتون خواهر و مادر ندارید ؟؟؟

وقتي جامعه مريض و بدبخت باشد و به اخلاقيات در آن بگويند «هري» ! نتيجه‌اش مي‌شود اينکه رابطه سکس يک بازيگر سينما در عرض 4 روز بايد در يک مملکت پخش شود و ملت گرسنه هم مثل همان آدم‌هاي معده‌خالي بنشينند و با لذت و اشتياق زندگي خصوصي يک بنده خدا را ببينند و تخمه بشکانند! خاک بر سر برخي از ما بکنند که با تمام ادعاهاي‌مان به جاي رعايت اصول اخلاقي و شرافت خانوادگي‌ با عکس‌العمل‌مان در قبال اين موضوع آن دختر را تا مرز خودکشي و متلاشي شدن خانواده‌اش کشانديم. هر چه باشد ما ادعا مي‌کنيم در سرزمين ما هنرمند بر قدر مي‌نشيند! هر چه باشد ما پرستيژ مي‌گيريم و مي گويم به خاطر تفکرات مذهبي‌مان پرده‌داري خطاي ديگران هستيم! خاک بر سر برخي از ما که با سر و دست شکاندن براي اين چيزها در اصل براي کمبودهاي جنسي خودمان هورا مي‌کشيم و بالا و پايين مي‌پريم!

 

آخر آدم‌هاي بي‌شعور، اگر روزي هنگام برگشت از سرکار يا خريد چند خوراکي، ببينيد سکس خودتان و دوست يا همسرتان را دارند چهار تا افغاني سر چهار راه مي‌فروشند، خداييش از اينکه در و همسايه و مردم با حرص و ولع براي خريدن و ديدن آن صف کشيده‌اند، چه حسي خواهيد داشت!؟ ديوانه خواهيد شد. مي‌فهميد، ديوانه! همين دو روز پيش بود که دوستي اين فيلم را برايم آورد و همين حرف‌ها را به خودش گفتم. گفتم که برايش چقدر متاسفم! گفتم که هر زمان که اخلاق را مثل گردو خاک روي ميز، از زندگي‌اش فوت کرد بايد بداند ديگر نزد من(محقق) جايي ندارد. و در آخر فقط آرزو کردم روزي قرباني چنين اتفاقي نشود.

 

هيچ وقت غيرتتان را نسبت به سلامت جامعه و خودتان از دست ندهيد، ما زماني جامعه‌اي داشتيم که رفقاي هم سن ما به جاي پرداختن به رفتار‌هاي زشت يا بي‌فايده، رفتند و به خاطر شرافت يک سرزمين جنگيدند تا جان دادند. اما احساس مي‌کنم در جامعه کنوني ما اخلاقيات حکم ريگ بيابان را دارد، بي‌ارزش و سزاوار لگد شدن و بدتر از آن بسيارند افرادي که حتي نمي‌توانند نگهبان شرافت حتي خودشان باشند. حال به من بگوييد، چرا؟ چرا اينقدر نابينا شده‌ايم!؟

+ نوشته شده توسط محقق در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:7 |

دانلود کتابی که داشتنش توی ایران...حکم اعدام داره !!

قسمت اول کتاب بیست و سه سال

قسمت دوم کتاب بیست و سه سال

قسمت سوم کتاب بیست و سه سال

قسمت چهارم کتاب بیست و سه سال

قسمت پنجم کتاب بیست و سه سال

قسمت ششم کتاب بیست و سه سال

نوشته: علی دشتی

+ نوشته شده توسط محقق در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:2 |

درسرزمینی که سیاه مایه اش گران بهاتر است از سفید مایه اش
در سرزمینی که پهلوانانش فرزندان خود را بر زمین می کوبند ...
در سرزمینی که خرافات از دیوارها و گفتار مردمانش بالا می رود
در سرزمینی که گوسفندانش بر لب تیغ خودخواهی جان خود را استفراغ می کنند
در سرزمینی که مردمانش سفیدی را دوست دارند اما سیاهی را عادت کرده اند
در سرزمینی که عده ایی ماهی فروشند و عده ایی قلاب فروش
عده ایی چوب فروشند و عده ایی تبر فروش
عده ایی تاریک فروشند و عده ایی تاریخ فروش
عده ایی جوانه فروشند و عده ایی داس فروش
فقر هموطن را از یاد می برد ... دوست را نیز
فقر برادر را از یاد می برد ... پدر و مادر را نیز

آنگاه
عده ایی عاشقانه فروش می شوند و عده ایی عشق فروش
عده ایی خود فروش می شوند و عده ایی آدم فروش
عده ایی زهر فروش می شوند و عده ایی دشنه فروش
عده ایی کفن فروش می شوند و عده ایی گور فروش
و این سرزمین در آغاز قرن فضا
شیرخوارگان خود را رهسپار چوبه ی دار میکند ...
سرزمینی غریب و آشنا تر از هر آشنائی ...

 

یکروز پس ازعاشوراسال 85 در شهر قدس اتفاق افتاد:

مردم ، تصویری که از جای ناودان بر روی دیوار افتاده بود را به شمایل حضرت عباس تشبیه کرده وبرای زیارت آن  سر ودست  میشکاندند.

1

2

3

4

5

+ نوشته شده توسط محقق در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:26 |