هميشه ديدهام افرادي را که به شدت از مسلمان بودن خود دفاع ميکنند و سنگ دينشان را به سينه ميزنند در حاليکه شک ندارم اگر همان افراد متعصب در خانوادهاي يهودي به دنيا مي آمدند هيچگاه براي مسلمان شدن تلاش نميکردند و اتفاقا سنگ يهودي بودنشان را به سينه ميزدند!! خودمانيم، آيا تعصب و اعمال مذهبي مصرانه چنين افرادي اصالت دارد؟ منظورم را متوجه شديد!؟ مرادم سنجش ميزان واقعي بودن دفاعيههايي باستاني است که برخي از ما با ژستهاي خاص بر آن پافشاري ميکنيم، بدون اينکه براي درست بودنشان وقت گذاشته باشيم. حال ميدانيد چنين افرادي چرا تا پايان عمر محکوم به چنين زندگي هستند؟ يک ترس بهتآور! اين افراد نميتوانند شجاعت زندگي در خارج از چهارچوبهاي ذهنيشان را داشته باشند، چون نميخواهند اجازه دهند نتيجه فکر کردنشان چيزي به جز آنچه جامعه برايشان ديکته کرده است باشد. باور کنيد اگر ميخواهيد موفق باشيد بايد انشا نوشتن را ياد بگيريد نه اينکه هميشه ديکته نويس باقي بمانيد. بايد ايدههاي خودتان را روي کاغذ زندگي بياوريد نه هرچه ديگران برايتان با صداي بلند ميخوانند! که بعد هم بيايند و هزار غلط از دفتر زندگيتان بگيرند و به ناحق رفوزهتان کنند. نگذاريد 20 سال بگذرد تا تازه دريابيد دنيايتان دست خودتان بوده اما مثل يک هلوي پوست کنده، آن را در اختيار افکار منسوخ و يا جامعه عرفزده قرار داديد تا هر جور که ميخواهد بدان گاز بزند!